
|
فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک پسرها با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک دخترها با ماشين ميرن دم بانک |


دوستای گلم باز هر چی خواستن به من بگن اگه داشتم میذارم براتون...![]()

مدتي است:
از من دور است و من دورتر از او
غمگين است و من غمگين تر از او
بي تاب است و من بي تاب تر از او
انتظارم را ميكشد ومن منتظرتر از او
عاشقم است و من عاشق تر از او
گريان است و من گريانتر از او
فكرش را مشغول كرده ام و من مشغول تر از او
دوستم دارد و من :
دوستار هميشگي او
همرنگ روزگارم از دست تو چه روز و چه روزگازی دارم
هزار تاوعده دادی نیومدی ما رو کاشتی
این دل مهربونو چشم انتظار گذاشتی
برای بی وفایی هزاربهونه داری
هزار ویک شکایت از این زمونه داری
چشم انتظارم نذار![]()
تاریک و تارم نذار![]()
بیشتراز این غصه رو رو کوله بارم نذار
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

خيلي وقت بود که دلم مي خواست بنويسم
اما نه جوهر داشتم ، نه کاغذ
و نه حرفي براي نوشتن.....
مي خواستم از قلبهاي تهي بنويسم
از تمام نامهرباني ها
و
از گذشته هايي که همه به باد سپردند.....
دلم مي خواست از عشق بنويسم
اما چيزي براي نوشتن نداشت....
صداي زوزه باد را مي شنوم
صداي پر شدن نفسها از خاکستر
ابرهاي خاکستري و درخت بي برگ
و گلداني که نظاره گر ريختن گلبرگهايش بود ....
خيلي وقت بود که دلم مي خواست بنويسم
از کوزه گري که گلش خشک شد
از نقاشي که رنگش تمام شد
از باغباني در کوير
و از تو....
که آمدي ، ولي باز رفتي....
ولي نتوانستم....